ضلع شمال غربی پارک دانشجو همان ساعت: 3 ون گشت ارشاد پارک کرده اند .
تا آنجا که من می بینم ، 7 مامور مرد و 12 مامور زن در اطراف آن مشاهده می
شوند ؛ ماموران مرد لبخند به لب دارند و ماموران زن با جدیتی مثال زدنی
مشغول ارشاد رهگذرانند. سالن اصلی تئاتر شهر در حال برگزاری تئاتری از یک
گروه شهیر فرانسوی و تالار چهارسو در حال برگزاری «گروتسکی بر تبار شناسی
دروغ و تنهایی» یکی از قویترین کارهای حاضر در جشنواره امسال است. هر دو
سالن مملو از میهمانان داخلی و خارجی است؛ وارد سالن که می شوم خشکم می زند
، 3 مامور زن گشت ارشاد در داخل سالن اجرای تئاتر مشغول تذکر به میهمانان
هستند و در دو مورد کار به درگیری لفظی شدید میان آنها و مردم می انجامد ،
میهمانان خارجی با تعجب نگاه می کنند ، بعضی ها هم با تعجب از هم می پرسند:
« نکند این مامور ها تا روی سن نمایش هم بیایند و به بازیگران تذکر
بدهند!» فضا برای دیدن تئاتر مناسب نیست ، به آن یکی سالن سر می زنم ، آنجا
هم همینطور است ...
ساعت 18:15
به ماموران مرد ناجا که جلوی پارک ایستاده اند مراجعه می کنم ، بدون اینکه
خودم را معرفی کنم به آنها اطلاع می دهم که شخصی آشکارا در گوشه پارک
مشغول فروش مواد مخدر است . یکی از ماموران با لبخند می گوید : از اینها
زیادند این دور و برها ، شما حرص نخور! کارت خبرنگاری نشانش می دهم و می
گویم که وظیفه شماست که با مظاهر علنی فسادی چون فروش مواد مخدر مقابله
کنید : لبخندش محو می شود و می گوید : مزاحم «ماموریت» ما نشو خانم ! زنگ
بزن 110 ، کار ما این نیست! می گویم تا 110 بیاید ممکن است این مواد فروش
جایش را عوض کند . می گوید : مثل اینکه سرت درد می کند! راهم را می کشم و
می روم . احمد در گوشه پارک به جوانکی شیشه می فروشد و لبخند تمسخر آمیزی
را حواله رهگذرانی که با تاسف او را نگاه می کنند ، می دهد.
چهارشنبه 19 بهمن ساعت 16
ضلع شرقی پارک ساعی کمی بالاتر از سینما آزادی: همه این دو نفر را می
شناسند . چند سالیست که به صورت توافقی یکیشان حشیش و هروئین می فروشد و
آنیکی مواد مخدر صنعتی ، موقعی هم که یکیشان کاری داشته باشند ، آنیکی کار
را راه می اندازد.
سینما آزادی در حال نمایش فیلمهای جشنواره فجر است. اینجا هم در جلوی
در و داخل سینما ، ماموران گشت ارشاد با جدیتی مثال زدنی مشغول ارشاد
مردمانند . روسری ها کمی به جلو می رود ، بعضی ها زیر لب چیزی می گویند ،
از مامور که رد می شوند ، دوباره روسری به جای سابق بر می گردد ، به یکی از
ماموران مراجعه می کنم ، گزارش فروش مواد مخدر جلوی پارک ساعی و اینکه هیچ
ماموری آن اطراف نیست را می دهم ، اما انگار که از روی دستورالعمل نوشته
شده ای پاسخ بدهند ، همان جوابهای ماموران پارک شهر را می شنوم.
احتیاج به ذکر بقیه موارد نیست . همه ما هر روز در مراکز فرهنگی شهر ،
پاساژ ها و مراکز خرید و جلوی رستورانها شاهد چنین مواردی هستیم و کمی
پایینتر و یا بالاتر ، مواد فروش ها در شهر ما ، به آنکه کسی مزاحمشان شود ،
جولان می دهند.
چندین سال است که در شهرهای ایران شاهد اجرای بی وقفه طرحی به نام گشت
ارشاد هستیم. اینکه این گشت ها چه تعداد از منابع انسانی و نیرو ها ،
امکانات سخت افزاری و نرم افزاری و بودجه ناجا را به خود اختصاص داده ، هر
چند مهم ، اما محل بحث نیست. اما جای سوال از مسئولان ناجا این است که
راستی آیا دزد 13 مجسمه غول پیکر تهران پس از چند سال پیدا شده ؟ آمار سرقت
از منازل کاهش یافته یا افزایش؟ آمار جنایت های خشن چه میزان کاهش یافته ؟
کنترل مصرف مواد مخدر در کشور موفق بوده ؟ و از همه مهمتر اینکه فعالیت
مستمر گشت های ارشاد تا چه حد به بهبود وضع حجاب و فرهنگ جامعه کمک کرده
است ؟
بی گمان این سوالات و بسیاری سوالات دیگر نه احتیاج به پاسخگویی دارد و
نه عدد و رقم ، چرا که با یک نگاه گذرا به سطح جامعه می توان پاسخ آن را
دریافت و حقیقت آنقدر عیان هست که مسئولین نیروی انتظامی بدون احتیاج به
آمار و ارقام و نظرات کارشناسان بتوانند متوجه آن شوند.
بنا بر آمارهای مختلف ؛ اعلام نظر نمایندگان مجلس و کارشناسان ، وضعیت مراکز ترک اعتیاد و بهزیستی ، بزرگترین خطری که
جامعه ایرانی را تهدید می کند و کیان خانواده و هویت جوان ایرانی را
نشانه رفته است ، شیوع روز افزون اعتیاد و آن هم از نوع صنعتی می باشد ،
بهتر است تا دیر نشده ، نیروی انتظامی برچسب های ارشاد را از روی ماشین های
گشت جدا سازد و این نیرو ها را به کنترل خرید و فروش مواد مخدر بگمارد .
شاید این نیرو بگوید که این مهم است اما به تنهایی از عهده اش بر نمی آید و
تنها وظیفه این ارگان نیست ، ولی آیا جلو و عقب کشیدن روسری ها و برخورد
انتظامی با مسائل فرهنگی ، به تنهایی وظیفه این نیرو است؟ و حتی اگر هم هست
، برخوردهای ناجا تاکنون چه تاثیری در کاهش استفاده از ماهواره ، بهبود
حجاب و مسائلی از این دست داشته است؟
بارها و بارها کارشناسان فرهنگی وجامعه شناسان تاکید کرده اند که راه حل
برخورد با معضلات فرهنگی استفاده از پلیس و نیروی قهریه نیست. کافی است یک
بار به کسانی که قبلا توسط گشت های پلیس ارشاد شده اند سری بزنیم و برررسی
کنیم عمر مفید و تاثیر ارشادات چقدر بوده است.
اشتباه نکنید کسی موافق رواج بی بندو باری نیست و نویسنده این مطلب قصد
دفاع از هیچ ناهنجاری اجتماعی را ندارد اما لازم است یک بار بررسی شود تا
مشخص گردد کار سلبی در مبارزه با به اصطلاح بدحجابی ، ماهواره، و یا هر پدیده فرهنگی
دیگری هیچ نتیجه ای ندارد. آزموده را آزمودن خطاست...